امروزاسباب کشی داشتم!لبخند

Post کشیک بودم و حسابی خوابم میومدخمیازه ولی باید این کارو میکردم...

دارم یه دنیای جدیدو تجربه می کنم. تنها زندگی کردن...مژه

دوری از دوستان تو خوابگاه و خصوصا زینب برام سخته ولی میشه زود عادت کرد،

خدایی اسباب کشی تک و تنها کار سختی بود خصوصا اینکه به دستم که قبلا شکسته بود حسابی فشار اومدوالان نمیتونم در شیشه مربا و چیزایی مثل اونو باز کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لباس شویی هم ندارم...

نمیدونم کی وقت می کنم دنبال خرید وسایلی که کم دارم برم؟

لازم به ذکره که یکی از شروطم برای اقامت در اینجا امکان اتصال به اینترنت پر سرعت بود!خجالت

 



تاريخ : دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩ | ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : Meri Monti | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.