وقت سر زدن به وبلاگ دوستان, شعر تکراری اما تاثیر گذار آذرخش ذهنمو چند روزی مشغول کرده بود:

سلاخی زار میگریست

به قناری کوچکی

دل باخته بود

همه با سلاخ هم دردی می کنن... ولی آیا کسی از دید یه قناری عاشق سلاخش شده؟؟

 سلاخی که هر روز میاد دونه ‌ی مرگو میریزه جلوت...

سلاخی که میدونی ذره ذره داره  اکسیژنو ازت میگره...

میشه سم تو رگ هات...

راه گلوتو میگیره...

میدونی که بالاخره جونتو می گیره...

میدونی که میشه خناق...

و آخر هم ...

 خلاصت میکنه...
.... به همین راحتی....

خلاصت میکنه از دنیایی که عشقهاش جاده یه طرفه‌ی بی برگشته....



تاريخ : جمعه ٢٠ امرداد ۱۳٩۱ | ٩:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : Meri Monti | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.