امروز کلاس رزیدنتی چشم بودم.  این بماند که به علت فنچ بودنمان تا ساعتی مرا بازی نمی‌دادند! و این امر بر همکاران مشتبه شده بود که من استاجری ، اینترنی، استریتی چیزی هستم و فقط از سر شکم سیری فارماکو و چشم را قاطیشان شدم و قصدی جز سر به سر گذاشتنشان ندارم! بگذریم. من از بچگی چشمم ضعیف بود. خصوصا وقتی بحث به استرابیسم و ازوتروپی و اگزوتروپی و ازین دست مسائل می‌رسید!

 

دوره استاجری ما که مصادف با شهریور بود و اساتید گویی در تعطیلات مجلس شورای اسلامی باشند، هیچ رویی نشان نمی‌دادند! دوره اینترنی هم آخرین روتیشن دورۀ زندگی دانشجویی پزشکیم بود و مصادف شد با انجام کارهای پایان نامه و فروش کشیک و دودر کردن بخش! باز هم بگذریم.

 

کلاس امروز دکتر میرصادقی دیر تشریف آوردند، اما حسابی خندیدیم و با هم تست زدیم و ازعمل کاتاراکت گفتیم! پایه‌های چشمم حسابی تقویت شد!

 

±±±±

 

از امتحان رزیدنتی امسال سهم اقربای ما یک کاردیولوژی تهران بود و یک داخلی تهران. به من چیزی نرسید. باید بروم دبیرخانه جهت انصراف از ذخیره...

 

±±±±

 

دیروز اومدن مرکزمون واسه پایش حقوقی. خداییش این دفه کلی از خودم ابتکار به خرج دادم و اونا رو تو کف طرح‌های مداخله‌ایم گذاشتم! پایشم 100 درصد شد با یه تشویق که گمونم مالیه!

 

±±±±

 

اینبار پیراهن پاره را وصله نزدم... انداختمش دور... شاید این چند ماهه عریانی از مستحبات باشد...

 

±±±±

 

نسخه من در خط خوردگی صحیح است...

 



تاريخ : پنجشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٦ | ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : Meri Monti | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.