اسباب کشی

امروزاسباب کشی داشتم!لبخند

Post کشیک بودم و حسابی خوابم میومدخمیازه ولی باید این کارو میکردم...

دارم یه دنیای جدیدو تجربه می کنم. تنها زندگی کردن...مژه

دوری از دوستان تو خوابگاه و خصوصا زینب برام سخته ولی میشه زود عادت کرد،

خدایی اسباب کشی تک و تنها کار سختی بود خصوصا اینکه به دستم که قبلا شکسته بود حسابی فشار اومدوالان نمیتونم در شیشه مربا و چیزایی مثل اونو باز کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لباس شویی هم ندارم...

نمیدونم کی وقت می کنم دنبال خرید وسایلی که کم دارم برم؟

لازم به ذکره که یکی از شروطم برای اقامت در اینجا امکان اتصال به اینترنت پر سرعت بود!خجالت

 

/ 3 نظر / 20 بازدید
سپیده

سلام خانوم دکتر خوشحالم که دوباره برگشتی[لبخند] شما هم پس تهرانین زندگی تنهایی هم عالمی داره، منم یه ساله اینجا تنهام، من که دوست دارم زندگی تنهاییم رو! [چشمک]

پزشک بانو

عجیبه این روزها با کمبود خیلی از اختراعات بشری میشه یجوری کنار اومد اما با نبود اینترنت ابدا![لبخند]