خیلی دور، خیلی نزدیک

حلقه نمی انداخت... همیشه با لبخند برای جواب مشاوره ها می آمد، هیچ وقت بد اخلاق نبود و وقتی پرستارها سر به سرش می گذاشتند که چرا زن نمی گیرد با شیطنت می گفت: کی زنشو به من میده! ازین حرف زدنش چندشم می شد. از خودش هم همینطور! شاید به خاطر دانستن پیشینه اش نه برایم جذاب بو د و نه خوش صحبت، که برعکس، زشت و پر چروک و چاق هم به نظر میرسید!!! همسر دوستم بود. ازدواج عاشقانه شان را می دانستم... قول و قرارهایشان را هم می دانستم... زیرابی رفتنهایش را هم می دانستم... رزیدنت سال اول که بودم فکر می کردم این موجودات نادرند. اما چیزی که نمی دانستم این بود که خیانت از رگ گردن به آدم نزدیکتر است... به قول معروف مرگ همیشه برای همسایه اتفاق نمی افتد! و وقتی صدایش در میاید که ...

/ 3 نظر / 48 بازدید
دلفین

از قدیم گفته اند آنکه قول زیاد می دهد، بد قول ترین هست ...... رییس جمهور سابق را یادتان هست که چگونه همه ی محبت ها و لبخند ها و وعده هایش و عدالت پروری هایش نقض شد،،،ما ایرانی ها مینیاتوری از و هستیم و هرکه شبیه تر به او وعده دهد، لبخند زند و ادبیاتی مانند او داشته باشد ..... بیشتر مانندش عمل می کند...

فرهاد

سلام خوبین خانم دکتر؟اوضاع طرح خوبه؟ خوب بقیه ماجرا رو هم مینوشتین!!اینقدر سربسته؟؟؟/[لبخند]

جوراب پاره و انگشت ازاد

یک سناریویی ساختم واسه این اقای دکتر ....یکی داستان شد پر اب چشم