progress note

امروز بعد از 23 روز یکی از بیمارانمونو که ALL بود و در گیری مغزی داشت مرخص کردیم. مژهالبته تزریق اینترا تکال با MTX  و سایتوزار و هیدروکورتیزون داشت که من براش انجام دادم.از خود راضی بیمار زیر دستم لرز پیدا کرد و یه خورده ترسیدم ولی زود بر طرف شد. تعجببهم گفت ازین جا یه راست میره مشهد واسه زیارت، ازش خواستم واسه منم دعا کنه...

 امروز بعد از درمانگاه یکی از بیماران استاد به مناسبت عروسی خواهرش شیرینی آورد و خواست ما هم تو شادیش شریک بشیم . یکی از بیماران استاد هم واسش یه تابلو تقدیر و یه کتاب نفیس هدیه آورده بود. استاد وقتی هدیه ها رو گرفت یه خورده ناراحت شد و گفت که مریض ایشون ALL بوده که یه ماه پیش فوت شده و ادامه داد که من با این بیمار یه رابطه خوب داشتم و اون یه خانوم باوقار و با اعتماد به نفس بوده که خوب با بیماریش کنار اومده بود....

بیماران بد حال بخشم دارن بهتر میشن...لبخند

/ 8 نظر / 17 بازدید
افسانه

گفتگو با مصطفی مشایخی طنز پرداز معروف به عمو مصطفی.

inmorix

[گل][لبخند]

عمو زنجیر باف

سلام.خاطرات روزانه تون جالب بود.منم تازه وبلاگمو ساختم و اونجا علت ساختنش و ...نوشتم.اگه دوست داشتین ووقت کردین یه سر بزنین.موفق باشید

دکتر پرتقالی

اگه یه زمانی داخلی بخونم فکر کنم خون اولین رشته یی باشه که بهش فکر می کنم

عمو زنجیر باف

سلام.بیماری all چه جور بیماریه؟باید خیلی خطرناک باشه! منم یک وبلاگ ساختم...د.ست داشتین و وقت کردین سر بزنین.موفق باشید

مجید

اللهم اشف کل مریض [ناراحت]

اه ول کن بابا