!!

 

 

می‌خواهی ازین کلبه‌ی ترم بروی؟

اینگونه غریب، از کنارم بروی؟

یک لقمه‌ی نان هست که با هم بخوریم

امشب به خدا نمی‌گذارم بروی...

 

پ.ن: جز رفتن گریزی نیست...

به امید دیدار!

 

ffff

 

دوست داشتنی‌ترین کامنتی که برای پست قبل ( progress not ) گذاشته شد:

اندکی صبر سحر نزدیک است.

نویسنده:

بوتولیسم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 13 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

در کلبه تو رونق اگر نیست.... مهم نیست![چشمک]

رفیع

[گل]رفتن و رفتن باید و هرگز نرسیدن مجو پایان که پایانی نداری به پایان تا رسی جانی نداری[گل]

inموریx

متن جالبی بود....[لبخند][گل]

little dr

آقا من شعر بلد نیستم جواب بدم! اما بگم فقط گاهی آدم باید بره و یه جای دیگه خودشو پیدا کنه. بگذارید و بگذرید . - علی (ع)

مجید

ولی همیشه چاره کار موندن نیست .. گاهی هم رفتن بهتر از مونده [لبخند]

سپیده

با درودی به خانه می‌آیی و با بدرودی ترک می‌گویی لحظه‌ی عمر من جز فاصله‌ی بین این درود و بدرود نیست...

drgomshode

به کجا چنین شتابان ؟!گاهی برای رسیدن باید نرفت!